هر كس كودكی دارد، باید با او كودكانه رفتار كند.


Admin Logo
themebox Logo
ساعت فلش مذهبی آیه قرآن
نویسنده :a bolori
تاریخ:شنبه 6 آذر 1395-10:37 ق.ظ

چگونه می‌‌توان از مشكلات خوردن پیشگیری كرد

چگونه می‌‌توان از مشكلات خوردن پیشگیری كرد


مشکلات تغذیه‌ای در اغلب موارد معلول شرایط زیر است:

تلاش والدین مشتاق برای خوب خوراندن غذا به کودک؛ مهیّا ساختن غذاهای نامتناسب برای کودک توسّط والدین بی‌دقّت؛ دادن هر نوع مواد غذایی مورد درخواست کودک، از جمله تنقلات مختلف، توسّط والدین آسانگیر. پیشنهادات زیر در پیشگیری از مشکلات خوردن مفیدند:

1- از خوراندن اجباری غذا به کودک، یا اصرار بیش از حد برای وادار کردن آنان به خوردن غذا پرهیز کنید. با آن ها بر سر غذا نزاع نکنید. وقتی کودکان بیش از حد تحت‌فشار قرار می‌گیرند کلّاً از خوردن غذا امتناع می‌کنند.

2- متوجه این نکته باشید که اشتهای کودکان متغیر است. گاهی بسیار زیاد می‌خوردند و گاهی بسیار کم، مقدار مصرف غذا معمولاً به مرور زمان یکنواخت می‌شود. مقدار کمی غذا (كمتر از آن‌چه می‌خورند، نه بیشتر) برای آن ها بریزید و در صورت لزوم دوباره بشقابشان را پر کنید. از اصرار برای تمام کردن غذای موجود در بشقاب پرهیز کنید.

3- غذاهای تازه را آهسته آهسته به کودک عرضه کنید؛ در ابتدا فقط مقدار اندکی از آن‌ها را به او بدهید و به او فرصت دهید که تدریجاً به آن‌ها علاقه‌مند شود. گاهی کودک غذای خاصی را به هیچ‌وجه نمی‌پذیرد، ولی تا زمانی كه غذاهای دیگر ، نیاز غذایی او را تأمین می‌کنند، مشکلی پدید نمی‌آید. اکثر بزرگسالان اذعان دارند که اکنون غذاهایی را می‌خورند که در کودکی آن‌ها را دوست نداشتند.

4- زمان صرف غذا را با لذّت و شادی همراه کنید، از بحث کردن، نزاع و تهدید بپرهیزید.

5- غذاهای متعادل به کودک بدهید و از عرضه چیزهای خیلی شیرین و چرب به او اجتناب کنید. برخی از والدین شکایت می‌کنند که فرزندشان از خوردن سبزیجات امتناع می‌کند. این والدین احتمالاً خود نیز به سبزیجات علاقه‌ای ندارند و به ندرت آن را تهیه می‌کنند.

6- وقتی کودکان بتوانند از غذاهای بزرگسالان استفاده کنند، از همان غذا به آنان نیز بدهید و از پختن غذاهای جداگانه برای آنان پرهیز کنید. بی‌تردید تهیه غذاهایی که کودک دوست دارد هرچند وقت‌یک‌بار کاری درست است، ولی این غذاها را اضافه بر غذای سایر اعضای خانواده یا به‌عنوان جایگزینی برای این غذاها تهیه نکنید.

7- به‌طور کلّی از کودک نپرسید که چه غذایی دوست دارد بخورد. انجام این کار ممکن است هرچند یک‌بار یا به مناسبت‌های خاص ایرادی نداشته باشد، ولی اگر دائمی شود، تا ابد کاری جز اجابت خواسته‌های او نخواهید داشت. برخی از کودکان وقتی غذایی که خودشان خواسته‌اند به آن‌ها داده می‌شود آن را نمی‌خورند و درخواست غذای دیگری می‌کنند. مجاز کردن کودکان به تعیین غذای خودشان، حاصلی ندارد جز ایجاد دردسر برای خودتان.

8- با وعدة جایزه، از هر نوع، خواه آب‌نبات، خواه ستاره طلایی یا هر نوع دیگر، به کودک رشوه ندهید.

هرچه جنجال بر سر غذا کمتر، بهتر.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:یکشنبه 16 خرداد 1395-05:28 ب.ظ

چگونه یك پدر خوب باشید؟



چگونه یك پدر خوب باشید؟


نکته مهم این است که چگونه رفتار شما و عکس العملتان روی دیگران تأثیر می‌گذارد. اگر شما پدری هستید که دائماً بیرون از خانه و یا در سفر هستید، می‌توانید با کارهای خود فشار زیادی را روی خانواده و مخصوصاً فرزندان تحمیل کنید. اما راه‌هائی وجود دارد که به‌وسیله آن می‌توانید زندگی خانوادگی خود را مکمل زندگی کاری
قرار دهید.

تنها راه حل این گونه زندگی چنین است که رابطه خود را با همسر و فرزندان بسیار صمیمی کنید. فرزندانتان را از کارهایی که انجام می‌دهید و یا دلیل انجام آنها آگاه کنید تا آنها در نبود شما احساس تنهائی و طرد شدن نکنند.

 معمولاً در جریان قرار دادن خانواده از شرایط و نوع کار شما باعث میشود که آنها موقعیّت‌های شما را بشناسند و با آن کنار بیایند. برای این منظور همیشه یک تقویم دیواری تهیه کنید و روزهایی را که می‌دانید می‌خواهید به سفر بروید و یا شب کار هستید یا دیر به خانه بر می‌گردید علامت‌گذاری کنید. با دادن اطلاعات در مورد کارتان،
آنها كم‌كم درک خواهند کرد که چه فشارکاری روی شماست. هنگامی که می‌خواهید در مورد کار خود با فرزندانتان صحبت کنید به قدر کافی برای آن وقت بگذارید و در کنار آنها بنشینید.

اگر موقعیتی پیش آمد که در همان لحظه باید خانواده را ترک كنید، مطمئن شوید که تمام اعضای خانواده ازآن مطلع شده و جزئیات را به آنها بگوئید (کجا می‌روید، به چه منظور می‌روید و فکر می‌کنید چه وقت بازخواهید گشت.) این گونه ارتباط را حتّی موقعی که بیرون از خانه و دور از خانواده هستید هم حفظ کنید و آن را فقط محدود به خانه نکنید. سعی کنید هر روز با منزلتان تماس گرفته و نه تنها به همسر، بلکه با فرزندتان صحبت کنید و مکالمه‌ای صمیمی با آنها انجام دهید. به آنها یادآوری کنید که دوستشان دارید، دلتان برایشان تنگ شده و برای بازگشت به خانه لحظه شماری می‌کنید.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:سه شنبه 7 اردیبهشت 1395-04:16 ب.ظ

حكایت كلاغ عاقل



در یکی از روزهای گرم تابستان، یک کلاغ عاقل بسیار ‏تشنه شده بود و در هر گوشه و کناری سراغ آب را می‌گرفت، ولی خبری از آب نبود. درحالی که خیلی خسته و بی حال شده بود ‏و کم‌کم د‏اشت امید خود را از دست می‌داد، از دور متوجّه یک خانه شد. وقتی نزدیک‌تر شد، متوجّه یک کاسه‌ی آب شد که د‏ر جلوی خانه به چشم می‌خورد. به سرعت خود را نزدیک آن کاسه رساند و سرش را د‏اخل کاسه برد تا از آن آب بخورد؛ امّا چون آب در ته کاسه بود، هر قدر سرش را پایین‌تر می برد نمی‌توانست از آن آب بنوشد. بعد از بارها تلاش خواست کاسه را برگرداند تا بتواند به آب برسد، امّا زورش نمی‌رسید چون کاسه سنگین و بزرگ بود.

‏بیچاره در این تکاپو بود که سرو کلّه‌ی یک گربه هم پیدا شد! کلاغ عاقل برای فرار از گربه مدّتی پشت کاسه پنهان شد و شروع به اندیشیدن کرد. درعین حال کمی استراحت كرد. تا بتواند دوباره قوّت بگیرد و کاری بکند.

‏کس دیگری نبود که بتواند به او کمک کند.

‏او با دقّت هرچه تمام‌تر شروع کرد به ‏برانداز کردن دورو برش. در این حین، متوجّه تعدادی سنگریزه روی زمین شد و فکری به ذهنش رسید. اگر این سنگریزه‌ها را در داخل کاسه ‏می‌انداخت آب بالا می آمد و او می‌توانست از آن بنوشد. قدرت تفکّرش به او ‏کمک کرد تا موفّق شود. او با جمع کردن سنگ‌ها و حمل آن ها با پاهایش و انداختن آن‌ها در ظرف، به آب رسید.

كلاغ به آبی كه حقّش بود رسید و خیلی خوشحال بود. هم موفّق شده بود و هم به عقل و سعی و تلاش بی‌دریغ خود افتخار می‌كرد و همین، اعتمادبه‌نفس او را دوچندان كرده بود.


اگر درست در لحظه‌ای كه ناامید شده‌ایم عزم‌مان را جزم كنیم، قوّت دوباره بگیریم و عاقلانه به دور و اطرافمان نگاهی بیندازیم، برای برطرف كردن مشكلاتمان روش‌های جدیدی پیدا خواهیم كرد.

این حكایت به ما می‌آموزد علاوه بر این‌كه باید اراده‌ی قوی داشته باشیم، لازم است از نیروی عقلمان هم استفاده كنیم.

خوب، حالا برای این كه هم بااراده باشیم و هم عاقلانه فكر كنیم، چگونه باید به زندگی نگاه كنیم؟ جواب معلوم است: از پنجره‌ی خوش‌بینی!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:سه شنبه 3 آذر 1394-07:38 ب.ظ

آیا نخوردن صبحانه ضرر دارد؟

آیا نخوردن صبحانه ضرر دارد؟

بسیاری از مردم هنگام صبح به خوردن لقمه‌ای کوچک، آن هم در حین ترک منز ل و با عجله اکتفا نموده و خود را از فواید آن بی بهره می‌نمایند و در عوض وعده‌های غذایی بعدی خود را مفصل و سنگین صرف می‌نمایند که این عادتی غلط است.

یک صبحانه کامل حاوی کالری لازم برای بدن در فرم کربوهیدرات‌های ساده‌‌ای است که سطح قند خون را متعادل نگه داشته و مانع کاهش شدید انرژی در ساعات اولیه روز می‌گردد. به عنوان مثال شیر موجود در این وعده غذایی موادی  ضروری برای حفظ ساختمان ماهیچه‌های بدن است و مواد معدنی موجود در آن را کنترل می‌نماید و در حد متعادل نگه می‌دارد. گندم موجود در ترکیب نان باعث کاهش کلسترول می‌شود. غذاهایی با چربی اشباع نشده مثل کره بادام زمینی سطح تستسترون خون را افزایش می‌دهد و در آزاد شدن مناسب انرژی نقش موثری ایفا می‌کند. همچنین از بلوکه شدن و بی استفاده ماندن قند خون که باعث احساس خستگی و بد خلقی می‌شود، جلوگیری می‌کند.

خوردن صبحانه‌هایی که سرشار از فیبر هستند باعث کاهش خستگی می‌شود.

بچّه‌هایی که خوب صبحانه نمی خورند در باقی روز نیز انتخاب‌های غذایی خوبی نخواهند داشت.

رژیم غذایی افرادی که صبحانه می‌خورند بسیار مقوی‌تر از افرادی است که صبحانه نمی‌خورند. این افراد عادت‌های غذایی بهتری داشته و کمتر به سراغ خوردن هله هوله و تنقّلات مضر می‌روند.

صبحانة مفصّل مانع چاقی می‌‌شود ،خوردن یك وعده صبحانة كامل، راز حفظ بدن سالم و وزن متعادل در میانسالی است.

خوردن صبحانه باعث کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های جدّی مثل بیماری‌های قلبی و دیابت می‌شود و سیستم ایمنی را قوی نموده و مقاومت بدنی شما را در مقابل بیماری‌های مزمن همچون سرماخوردگی و آنفولانزا افزایش می‌دهد.

خوردن صبحانه هوشیاری كودك را حفظ می‌کند و باعث تقویت حافظه و قدرت تمرکز وی می‌شود. کودکانی که صبحانه می‌خورند در تست هوش امتیاز بیشتری کسب نموده و کمتر از بقیه کودکان دچار افسردگی، اضطراب و بیش فعالی می‌شوند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:سه شنبه 12 آبان 1394-11:33 ب.ظ

هشت قدم برای این‌كه بی توجه حرف مردم شوید.



هشت قدم برای این‌كه بی توجه حرف مردم شوید.

1. به خودتان احترام بگذارید.

به جای این‌كه نگران نظر مردم باشید اوّل نگران شخصیّت و عزّت‌نفس خود باشید. به هیچ‌وجه اجازه ندهید سلیقه مردم شما را به كاری وادار كند كه شخصیّت شما یا كرامت نفس شما را زیر سوال ببرد یا سلیقه دیگران شما را از مسیر درست زندگی‌تان خارج كند: یعنی سعی كنید هرگز نردبان سلیقه دیگران نشوید.

2. از متفاوت بودن لذّت ببرید.

هیچ دو انسانی در كل خلقت دقیقاً مثل هم آفریده نشده‌اند. هر انسان نسخه منحصر به فردی در كل آفرینش است. اگر تلاش كنید مثل دیگران و مطابق سلیقه آن‌ها فكر و عمل كنید دیگرخودتان نیستید؛ در واقع تلاش می‌كنید کپی ناقصی از نسخه‌های خطادار دیگران باشید. خودتان باشید و زندگی خودتان را بكنید و از به ثمر رساندن استعدادهای خود و كشف گنجینه‌ای كه خالق به‌صورت اختصاصی برای شما به ودیعه گذاشته است لذّت ببرید.

3. به جای نظر مردم نظر خدا را ملاك خود كنید.

بد است كه آدمی در ملكی زندگی كند كه صاحبش را نشناسد و بدتر است كه به جای جلب نظر مالك این ملك، به دنبال جلب توجّه و نظر بندگان آن باشد.

 امیرمؤمنان(علیه‌السّلام) در حكمت 89 می‌فرمایند: كسی كه میان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد و كسی كه امور آخرت را اصلاح كند، خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد كرد. اگر به دنبال نظر خدا باشیم نظر مردم را هم به دست می‌آوریم.

4.كاری كنید كه مردم به دنبال حرف شما باشند.

چرا شما باید به دنبال حرف مردم باشید و چرا قضیه برعكس نباشد؟! اگر فكر، حرف و عمل شما حكایت از درونی پرمغز و پرجوهر داشته باشد این شمایید كه الگوی دیگران خواهید بود. سنجیده حرف زدن و سنجیده عمل كردن از خطای شما کم می‌كند و دیگران را به دنبال حرف شما می‌كشاند. به جای این‌كه شما به دنبال حرف مردم باشید.

5. مردم اصلا به شما فكر نمی‌كنند.

این‌كه ما دائما زیر ذرّه‌بین دیگران هستیم تصوری بیش نیست. كسی كه شما را زیر ذرّه بین قضاوت سخت خود قرار داده غالباً كسی به جز خودتان نیست. وقتی وارد اتوبوسی می‌شوید مسافران به حسب عادت به شما نگاه می‌كنند و این شاید برای شما تصوّر توجّه آن‌ها را ایجاد كند، در حالی كه بسیاری از آن‌ها غرق افكار خودشان هستند و حتی شما را نمی‌بینند اگر بدانید كه تقریباً هیچ كدامشان هنگام پیاده شدن شما را به یاد نمی‌آورند و نمی‌توانند حتی بگویند كه شما مسافر همان اتوبوس بوده‌اید یا نه، متوجّه می‌شوید كه توجّه دیگران به اطراف چقدر از آن چه فكر می‌كنید كمتر است. در واقع این شما هستید كه دائما نگران افكار دیگران نسبت به خود هستید؛ دیگرانی كه اصلاً به شما فكر هم نمی‌كنند. پس راحت باشید و شما هم به فكر دیگران فكر نكنید.

 

6. قوی و مستقل بودن را تمرین كنید.

قدرت مثل مغناطیس جاذبه دارد. همین مردمی كه به دنبال تأمین نظرشان هستید و برایتان ناز می‌كنند اگر از شما قدرت و استقلال رأی ببینند به سمت شما جذب می‌شوند. یك لنگر قوی و سنگین، كشتی عظیمی را رام سكون خود می‌كند. استقلال و ثبات نظر از شما لنگری می‌سازد كه می‌توانید به افكار سرگردان هم در حول و حوش نظر خود آرامش و سكون دهید. به خاطر «میگن» مردم نه هزینه اضافی به خود و خانواده خود تحمیل كنید و نه سبك زندگی خود را عوض كنید مردم با هزینه كردن متقاعد نمی‌شوند، با فكر و عمل متقاعد می‌شوند.

7. دنبال راضی کردن مردم نباشید.

به جای آنكه خودتان را برای هیچ‌وپوچ به آب و آتش بزنید تلاش كنید كه فقط درست عمل كنید چه مردم خوش‌شان بیاید یا نیاید. اگر كاری را درست انجام می‌دهید از مردم برای بهبود آن بازخورد بگیرید اما به دنبال مهر تأییدشان نباشید. تحمل نقد و آرای مخالف را در خود بالا ببرید و از آن‌ها به‌عنوان نكته‌های طلایی برای رفع خطا در كارهای‌تان استفاده كنید، نه برای تأمین رضایت و گرفتن تأیید از دیگران تلاش برای راضی كردن مردم مثل دویدن به‌دنبال سایه‌ها برای گرفتنشان است. هرچه سریع‌تر می‌دوید سریع‌تر از شما فاصله می‌گیرند اما وقتی از آن‌ها روبرمی‌گردانید و دور می‌شوید به دنبالتان می‌آیند. این رویه دنیاست كه شاید می‌خواهد به این وسیله به ما درسی بدهد؛ به شرطی كه ما آنقدر باهوش باشیم كه این درس را بیاموزیم و تندتر به دنبالش ندویم.

8. مردم ملاک هستند یا نه؟

حرف مردم به هیچ‌وجه ملاك نیست اما این به این معنا هم نیست كه مخالف حرف مردم عمل كردن و ساز مخالف زدن همیشه كار درست و صحیحی است.

بهترین ملاك و مبنا برای انجام دادن یا ندادن هر كار عقل است.

این ملاكی است كه خدا به‌عنوان حجت بین خودش و انسان‌ها تعریف كرده و اساس و بنیان شرع خود را هم بر آن قرار داده است. شاهدش هم قاعده معروف ملازمه است كه می‌گوید: «كل ما حكم به العقل حكم به‌الشرع» هرآنچه عقل به آن حكم كند شرع نیز به همان حكم می‌كند. در داستان خلقت آدم روایتی می‌بینیم كه او مختار شد بین انتخاب یكی از 3 گزینه: «عقل، ایمان و حیا»آدم(علیه‌السّلام) عقل را انتخاب كرد و با كمال تعجّب دید كه حیا و ایمان هم ماندند. گفتند ما هركجا كه عقل باشد همان‌جا هستیم. یعنی از او جدا شدنی نیستیم. پس كاری كه عقلانی باشد، خداپسند هم خواهد بود. چارچوب شرع هم اقامت دائم ما را در كشور عقل تضمین می‌كند با داشتن این ملاك روشن حالا می‌شود راجع به همه‌چیز تصمیم گرفت.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:جمعه 24 مهر 1394-10:48 ق.ظ

چگونه یك پدر خوب باشید؟


چگونه یك پدر خوب باشید؟

نکته مهم این است که چگونه رفتار شما و عکس العملتان روی دیگران تأثیر می‌گذارد. اگر شما پدری هستید که دائماً بیرون از خانه و یا در سفر هستید، می‌توانید با کارهای خود فشار زیادی را روی خانواده و مخصوصاً فرزندان تحمیل کنید. اما راه‌هائی وجود دارد که به‌وسیله آن می‌توانید زندگی خانوادگی خود را مکمل زندگی کاری
قرار دهید.

تنها راه حل این گونه زندگی چنین است که رابطه خود را با همسر و فرزندان بسیار صمیمی کنید. فرزندانتان را از کارهایی که انجام می‌دهید و یا دلیل انجام آنها آگاه کنید تا آنها در نبود شما احساس تنهائی و طرد شدن نکنند.

 معمولاً در جریان قرار دادن خانواده از شرایط و نوع کار شما باعث میشود که آنها موقعیّت‌های شما را بشناسند و با آن کنار بیایند. برای این منظور همیشه یک تقویم دیواری تهیه کنید و روزهایی را که می‌دانید می‌خواهید به سفر بروید و یا شب کار هستید یا دیر به خانه بر می‌گردید علامت‌گذاری کنید. با دادن اطلاعات در مورد کارتان،
آنها كم‌كم درک خواهند کرد که چه فشارکاری روی شماست. هنگامی که می‌خواهید در مورد کار خود با فرزندانتان صحبت کنید به قدر کافی برای آن وقت بگذارید و در کنار آنها بنشینید.

اگر موقعیتی پیش آمد که در همان لحظه باید خانواده را ترک كنید، مطمئن شوید که تمام اعضای خانواده ازآن مطلع شده و جزئیات را به آنها بگوئید (کجا می‌روید، به چه منظور می‌روید و فکر می‌کنید چه وقت بازخواهید گشت.) این گونه ارتباط را حتّی موقعی که بیرون از خانه و دور از خانواده هستید هم حفظ کنید و آن را فقط محدود به خانه نکنید. سعی کنید هر روز با منزلتان تماس گرفته و نه تنها به همسر، بلکه با فرزندتان صحبت کنید و مکالمه‌ای صمیمی با آنها انجام دهید. به آنها یادآوری کنید که دوستشان دارید، دلتان برایشان تنگ شده و برای بازگشت به خانه لحظه شماری می‌کنید.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:چهارشنبه 21 مرداد 1394-11:48 ق.ظ

یک فنجان سکوت


گذشته، گذشته و آینده دراختیار ما نیست، فقط اكنون در دست ماست، چنان به امروز بچسب كه گویی همین یك روز را مهلت داری كه زندگی كنی.

لحظه‌های زندگی خود را سرشار از تجربه و لذّت كن. ما فقط یك بار فرصت زندگی داریم، پس مثل مردان بزرگ زندگی كن.

خداوند هر كس را برای مقصودی آفریده است.

به تو نمی‌گویم چگونه زندگی كنی، فقط طوری زندگی كن كه وقتی به گذشته‌ات فكر می‌كنی، حسرت نخوری كه عمرت را تلف كرده‌ای. وقتی به این نتیجه می‌رسی كه كاری باید انجام شود، آن را انجام بده. تصمیم‌هایی بگیر كه خشنودت كند.

هرگز در سایه‌ی دیگری یا در رؤیاها زندگی نكن. اگر هدف و آرزویی داری
بر مبنای آن عمل كن و بدان كه احتمالاً به حقیقت خواهد پیوست.

 

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:شنبه 10 مرداد 1394-02:53 ب.ظ

یک لحظه سکوت

یک لحظه سکوت

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند، امّا الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می‌کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و از چاه بیرون آمد. روستائیان و کشاورز در حیرت شدند!

نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اوّل اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.

«در دنیا هیچ بن‌بستی نیست؛ یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.»

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:دوشنبه 8 تیر 1394-08:34 ق.ظ

تشویق فرزندان به سبب تلاش و كوشش آن‌ها





تشویق فرزندان به سبب تلاش و كوشش آن‌ها

فرزندان را نه فقط برای پیروزی و موفّقیّت، بلكه به سبب تلاش و كوشش او تشویق و تأیید كنید.

افراد بسیار نادری دست به هر كاری بزنند، حتماً موفّق می شوند و به همان نسبت افرادی كه در تمام كارهای خود بهترین هستند، نادرند. اكثراً در رشته‌ی كاریمان سرشناس‌ترین فرد نیستیم، در رتبه فارغ‌التحصیلی شاگرد ممتاز نبوده‌ایم یا با استعدادترین هنرمند شهرمان محسوب نمی‌شویم و این موضوع مانع بهره‌مندی ما از كارمان، تحصیل در مدرسه یا تدارك سرگرمی‌ها و دلبستگی‌های خلاّق نمی‌شود. آموخته‌ایم كه سعی كردن و لذّت بردن مهم‌تر از بهترین بودن است و این همان چیزی است كه ما را به تقبّل كارهایی ترغیب می‌كند كه در آن‌ها كاملاً خبره نیستیم. فرزندان هم باید این موضوع را فراگیرند و والدین می‌توانند در دستیابی به این نگرش به آن‌ها كمك كنند. یكی از بهترین راه‌ها برای این كار، تأیید تلاش‌های فرزند برای انجام كارهاست، فارغ از این‌كه این تلاش‌ها كاملاً موفّق بوده‌اند یا خیر. پسر كوچكی كه در حین فراگیری دوچرخه‌سواری از چرخ می‌افتد، بار دیگر سوار می‌شود و دوباره می‌افتد، نه به سبب موفّقیّتش، بلكه برای تلاشش سزاوار قدردانی است.

اهمّیّت خاصی دارد كه والدین در پی فرصت‌هایی باشند تا تلاش‌های فرزندشان را در انجام كارهایی كه تازه شروع به آموختن كرده‌اند یا فعلاً انجامشان برای فرزند دشوار است، مورد تقدیر و تأیید قرار دهند. این امر اعتماد به نفس فرزند را تقویت و به او كمك می‌كند تا با علاقه‌ی بیشتری پذیرای دشواری‌های جدید شود. اگر چه فرزندان در هر كاری كه سعی به انجامش دارند بهترین نخواهند شد، ولی می‌توانندببینند و احساس كنند كه كوشش‌هایشان به حساب می‌آید و مورد تقدیر و تأیید قرار می‌گیرند.

 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-09:57 ق.ظ

فقط یک ساعت!



فقط یک ساعت!

مردی، دیروقت، خسته و كوفته از سر كار به خانه بازگشت.

دمِ در، پسر هفت‌ساله‌اش منتظر او بود. بعد از سلام، گفت:

ـ بابا! یك سوال از شما بپرسم؟

ـ بله حتماً ، چه سوالی؟

ـ بابا، شما برای هر ساعت كار، چقدر پول می‌گیرید؟

مرد با ناراحتی پاسخ داد: «این مسائل به تو ربطی ندارد. چرا این سؤال را پرسیدی؟ كسی چیزی از تو پرسیده؟!»

ـ نه فقط می‌خواهم بدانم.

ـ خیلی خوب، اگر می‌خواهی بدانی می‌گویم، 2000 تومان!

پسر سرش را پایین انداخت و آهی كشید. سپس به پدرش نگاه كرد و گفت:

« می‌شود لطفاً 1000 تومان به من قرض بدهید؟ »

مرد  عصبانی شد و گفت: «اگر دلیلت برای پرسیدن این سؤال، فقط این بود كه پولی از من بگیری، زود به اتاقت برو! فكر كن و ببین كه

چرا این‌قدر خودخواه هستی. من بعد از یك روز سخت، این وقت شب آمده‌ام خانه و تو این‌طور مرا اذیت می‌كنی».

پسر، آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد با عصبانیت پیش خود گفت: «چطور به خودش اجازه می‌دهد برای گرفتن پول، از من چنین سوالی بپرسد؟ »

بعد از حدود یك ساعت مرد آرام‌تر شد و فكر كرد كه شاید با پسرش خیلی تند و خشن رفتار كرده است.

شاید واقعاً چیزی بوده كه او برای خریدش به 1000 تومان نیاز داشته است. به‌خصوص این‌كه خیلی كم پیش می‌آمد درخواست پول كند.

به سمت اتاق پسر رفت و در را را باز كرد.

ـ خوابیدی؟

ـ نه بابا، بیدارم.

ـ بیا این 1000 تومان كه می‌خواستی.

پسر نشست، خندید و گفت: «متشكرم بابا!»

بعد دستش را زیر بالشش برد و چند اسكناس مچاله شده درآورد.

مرد وقتی دید خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و گفت:

ـ بااین كه خودت پول داشتی، چرا باز هم می‌خواستی؟!

ـ «برای این كه پولم كافی نبود، ولی الان هست. حالا من 2000 تومان دارم و می‌توانم یك ساعت از كار شما را بخرم

تا فردا زودتر به خانه بیایید.

دوست دارم با شما شام بخورم!»

 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:دوشنبه 21 اردیبهشت 1394-05:49 ب.ظ

پاسخ مسابقه شماره 2 نشریه زیریک سقف توسط والدین محترم نوآموز آقای رهبر


روش‌های برخورد با كودك ناسازگار

ممكن است كودكی به‌صورت ذاتی زمینه ناسازگاری با شرایط محیط را داشته باشد و دچار بدخلقی و پا فشاری یا ناسازگاری باشد یا ممكن است عامل بروز ناسازگاری همان روش‌های غلط تربیتی و برخورد والدین با آن‌ها باشد.

معمولاً بدرفتاری و واكنش تند والدین باعث تشدید لجبازی در كودكان می‌شود. همچنین بی‌ثباتی والدین در واكنش به كودك در مكان‌ها و زمان‌های مختلف رفتارهای منفی كودك را تقویت می‌كند. نداشتن استراحت و خواب كافی، استرس‌های خانوادگی، بیماری‌های جسمی از عوامل مؤثّر در بروز رفتارهای ناسازگار كودكان است.

پس باید در ابتدا  عامل به‌وجود آمدن رفتار بد را پیدا كنیم. سپس روش مناسب برای كاهش رفتار بد را پیدا كنیم.

ایجاد ارتباط صمیمی بین والدین و كودكان:

كودكان به توجّه نیاز دارند و باید به كودك و كارهای او نگاه كنند و كارهای خوب او را توصیف و رفتارهای خوب او را تشویق كنند تا كودك متوجّه شود كه به او توجّه كافی می‌شود و او را مورد تشویق كلامی قرار دهند، كه كودك هم متوجّه شود كدام كار مورد علاقه پدر و مادر است و به او پاداش دهند. پاداش‌ها نباید حتماً خرید هدیه‌ای گران باشد می‌تواند در آغوش گرفتن، خواندن داستان، بازی خانوادگی راه‌انداختن باشد و كودك بداند دقیقاً پاداش كدام كار خوب او بوده است كه این پاداش خاص به او تعلّق گرفته است.

و باید والدین حتماً در مورد پاداش به قول خود عمل كنند و بلافاصله پاداش درنظر گرفته شده را به او بدهند. البته باید باپیشرفت در رفتار خوب كودك كم‌كم پاداش‌ها كمرنگ‌تر شود تا حالت رشوه‌گیری در كودك پیدا نشود كه فقط به خاطر پاداش خوب باشد!

نادیده گرفتن رفتار بد غیرخطرناك:

بهترین شیوه در رفتارهای غیرخطرناك نادیده گرفتن كامل رفتار است. به‌گونه‌ای كه انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده است.

به محض اتمام رفتاربد والدین به حالت قبلی بازگشسته و دوباره به اوتوجه كنند. والدین در مواقع این رفتارها می‌توانند كودك را تنها بگذارند و به مكانی دیگر بروند.

اما در رفتارهای خطرناك:

باید به آرامی و بدون خشونت و عجله و پرخاشگری از ادامه رفتار كودك پیشگیری كرد. سپس به او توضیح دهیم پیامد این رفتار او چیست و قهر كردن با مدت متناسب و مشخّص، كمتر كردن زمان بازی وتماشای تلویزیون را برای تنبیه او درنظر گرفته و حتماً عملی كنیم.

ناسازگاری والدین:

یكی از عوامل ناسازگاری كودكان این است كه پدر و مادر انعطاف‌پذیری كمی در برابر خطاهای كودكان دارند و از خطاهای كودك به سادگی چشم‌پوشی نمی‌كنند و به بهانه تربیت كودك، خود والدین لجبازی را به كودك آموزش می‌دهند، یا حتی كودك ممكن است در جروبحث‌های پدر و مادر متوجه لجبازی شدید والدین شده و این رفتار ناخوشایند در او شكل گرفته است و متوجه شده كه با لجبازی و تندخویی می‌تواندهرچه را كه می‌خواهید به دست آورد. پس پدر و مادر نیز باید در كنار تربیت كودك به تربیت خود پرداخته و با مهربانی و گذشت با هم برخورد كنند.

اگر والدین در هنگام ناسازگاری كودك هیجان خود را كنترل نكنند و كودك متوجه تغییر حالت وچهره و تغییر صدای والدین شود، خود را به هدف خود نزدیك‌تر دیده و رفتار بدخود را تقویت می‌كند. این موقع است كه كودك متوجه می‌شود عصبانیّت وسیله كارسازی برای رسیدن به اهداف است.

اجازه دادن به كودك برای شركت درتصمیم‌گیری‌ها:

والدین باید به كودك اجازه تصمیم‌گیری‌ و انتخاب در اموری كه به او مربوط می‌شود یا حتی نمی‌شود را بدهند تا اعتماد به نفس كودك را تقویت كنند كه قادر به كنترل رفتار خود باشد.

بعضی اوقات بنا به شرایط پدر و مادر باید به نیازهای كودكان جواب مثبت ندهند تا به این شیوه عادت نكنند. چون مقدمه لجبازی می‌شود.

تماشای پیش از اندازه تلویزیون:

تماشای فیلم‌ها و كارتون‌های خشونت‌آمیز حتی در سنین پایین در ناخودآگاه كودكان اثر منفی می‌گذارد و آن‌ها را ناسازگار می‌كند. البته باید درنظر داشت این رفتارها ممكن است در ابتدا كارساز به نظر نرسند و قبل از بهبود شرایط اوضاع را وخیم‌تر نیز بكنند ولی با گذشت زمان و صبر و حوصله كافی از سوی والدین و اطرافیان و همسو شدن افرادخانواده در جهت رشد و تربیت كودك حتماً به نتیجه خواهد رسید.



باتشکر از تمام عزیزانی که در این مسابقه شرکت کرده

ان شالله بزودی پاسخ دیگر شرکت کنندگان نیز در وبلاگ قرار می گیرد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:دوشنبه 18 اسفند 1393-05:19 ب.ظ

تشویق فرزندان به سبب تلاش و كوشش آن‌ها




تشویق فرزندان به سبب تلاش و كوشش آن‌ها

فرزندان را نه فقط برای پیروزی و موفّقیّت، بلكه به سبب تلاش و كوشش او تشویق و تأیید كنید.

افراد بسیار نادری دست به هر كاری بزنند، حتماً موفّق می شوند و به همان نسبت افرادی كه در تمام كارهای خود بهترین هستند، نادرند. اكثراً در رشته‌ی كاریمان سرشناس‌ترین فرد نیستیم، در رتبه فارغ‌التحصیلی شاگرد ممتاز نبوده‌ایم یا با استعدادترین هنرمند شهرمان محسوب نمی‌شویم و این موضوع مانع بهره‌مندی ما از كارمان، تحصیل در مدرسه یا تدارك سرگرمی‌ها و دلبستگی‌های خلاّق نمی‌شود. آموخته‌ایم كه سعی كردن و لذّت بردن مهم‌تر از بهترین بودن است و این همان چیزی است كه ما را به تقبّل كارهایی ترغیب می‌كند كه در آن‌ها كاملاً خبره نیستیم. فرزندان هم باید این موضوع را فراگیرند و والدین می‌توانند در دستیابی به این نگرش به آن‌ها كمك كنند. یكی از بهترین راه‌ها برای این كار، تأیید تلاش‌های فرزند برای انجام كارهاست، فارغ از این‌كه این تلاش‌ها كاملاً موفّق بوده‌اند یا خیر. پسر كوچكی كه در حین فراگیری دوچرخه‌سواری از چرخ می‌افتد، بار دیگر سوار می‌شود و دوباره می‌افتد، نه به سبب موفّقیّتش، بلكه برای تلاشش سزاوار قدردانی است.

اهمّیّت خاصی دارد كه والدین در پی فرصت‌هایی باشند تا تلاش‌های فرزندشان را در انجام كارهایی كه تازه شروع به آموختن كرده‌اند یا فعلاً انجامشان برای فرزند دشوار است، مورد تقدیر و تأیید قرار دهند. این امر اعتماد به نفس فرزند را تقویت و به او كمك می‌كند تا با علاقه‌ی بیشتری پذیرای دشواری‌های جدید شود. اگر چه فرزندان در هر كاری كه سعی به انجامش دارند بهترین نخواهند شد، ولی می‌توانندببینند و احساس كنند كه كوشش‌هایشان به حساب می‌آید و مورد تقدیر و تأیید قرار می‌گیرند.

 






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:یکشنبه 21 دی 1393-03:26 ب.ظ

آدم‌های سالم چه ویژگی‌هایی دارند؟


آدم‌ها به‌صورت كلی به 3 دسته تقسیم می‌شوند: بیمار، سالم و نرمال. 20 درصد افراد جامعه دچار بیماری‌های روحی و روانی هستند. 20 درصد سالم و بقیه نرمال هستند. در واقع اكثریت افراد جامعه را آدم‌های نرمال تشكیل می‌دهند كه نه بیمار هستند ونه سالم.

اما افرادی كه در علم روانشناسی سالم قلمداد می‌شوند چه ویژگی‌هایی دارند كه باعث می‌شود بگوییم آن‌ها در سلامت كامل روحی به سرمی‌برند؟

  با بالا و پایین‌ها و خوب و بد زندگی كنار آمده‌اند. قدرت پذیرش آن‌ها بالاست. پذیرفته‌اند كه زندگی فراز و نشیب دارد و ایام نباید همیشه به كامشان باشد. می‌توان گفت با جهان پیرامون خود كنار آمده‌اند.

  تفاوت‌های فردی خودشان با دیگران را به رسمیت می‌شناسند. می‌دانند كه قرار نیست همه افراد جامعه مثل آن‌ها فكر كنند و شبیه آن‌ها نسبت به پدیده‌ها واكنش نشان دهند.

   خیلی راحت و بی‌پیرایه با قضایا برخورد می‌كنند. اگر فكر كنند كاری درست است و به جامعه آسیبی وارد نمی‌كند آن را انجام می‌دهند.

  این افراد به مشكلات خارج از حیطه شخصی خودشان هم فكر می‌كنند. درباره مشكلات جامعه احساس مسئولیت می‌كنند و نسبت به دغدغه‌های اجتماعی بی‌تفاوت نیستند.

احساس طراوت و سرزندگی می‌كنند. گاهی وقت‌ها امور به ظاهر كوچك و از دید سایرین بی‌اهمّیّت، سرذوقشان می‌آورد. مثلاً غروب خورشید كه شاید از نگاه اغلب آدم‌ها امری عادی و روزمره باشد، برایشان می‌تواند یك اتّفاق شگرف باشد.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:پنجشنبه 11 دی 1393-10:33 ق.ظ

زودرنج نباشیم



بدون شک اختلاف سلیقه ها و روحیه ها در همه‌ی انسان ها وجود دارد و هر یک از ما ممکن است رفتار و اخلاق افرادی را نپسندیم؛ از راننده، فروشنده و معلم گرفته تا برادر و خواهر و پدر و مادر، نسبت به هر یک ممکن است انتقادی داشته باشیم. اما اگر بخواهیم به خاطر این اختلاف سلیقه‌ها با آن‌ها سرد برخورد نموده و درگیر شویم و یا قطع رابطه کنیم زندگی بر همه‌ی ما تلخ خواهد شد.

آیه 134 سوره مبارکه آل عمران بندگان خوب خدا را اینگونه توصیف می کند:

        « آن ها که خشم خود را مهار نموده و از دیگران گذشت می نمایند. »

اگر بخواهیم زود رنج باشیم و از هر کاری که مطابق میل ما نبود فوراً ناراحت شویم و این ناراحتی را در رفتار و گفتار خود بروز دهیم زندگی سخت خواهد شد. زود رنجی، عصبانیت بیجا و تند خویی آثار منفی زیادی دارد؛ موجب افسردگی و سلب نشاط است، محبوبیت را از ما می گیرد و باعث می شود علاقه ی دیگران برای ارتباط با ما و شنیدن سخنان ما کاهش یابد و در نهایت باعث تنهایی انسان می شود. امیرالمومنین علی(علیه‌السّلام) فرمودند: « شرط هم نشینی با دیگران کم مخالفت کردن است.»

سعی کنیم ایرادگیر و زود رنج نباشیم، از خطای دیگران چشم بپوشیم و با اطرافیان مهربان و گرم باشیم، تا هم از روحیه‌ی شاد و پرنشاطی برخوردارباشیم وهم زندگی شیرین و خداپسندانه‌ای داشته باشیم.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 
نویسنده :a bolori
تاریخ:یکشنبه 18 آبان 1393-11:26 ق.ظ

حقوق كودك در رساله‌ی امام سجاد(علیه‌السّلام)


فرمایش امام سجاد(علیه‌السّلام) در تعریف حقوق كودك:

فرمایش امام(علیه‌السّلام) درباره‌ی مجموعه چیستی موضوع و گوناگونی حقوق كودك در حدیثی مختصر و مشتمل بر ده بخش گنجانیده شده است كه هر یك از انواع حقوق كودك تنها با ذكر اصطلاحی معرفی شده است.

1-    مهرورزی به كودك: انسان در تمامی زندگی خود و به‌ویژه در دوران خردسالی نیازمند محبّت و مهرورزی است. همان‌گونه كه اساس دین الهی نیز «محبّت و مهرورزی» معرفی شده است. بنابراین نخستین و «مهم‌ترین حق كودك آن كه دوست داشته شود و بتواند دوست بدارد». باید هر برخوردی با او اعم از برخوردهای آموزشی یا تنبیهی بر پایه‌ی محبّت و مهروزی باشد.

2-    اعتمادورزی و جلب اعتماد متقابل: بدیهی كه اساس هر ارتباط متقابلی باید بر مبنای اعتماد دوطرفه باشد. رابطه‌ی تعلیم و تعلم نیز از این قاعده كلی مستثنی نیست.

3-    تعلیم دانش و مهارت: نكته حائز اهمّیّت در این نظام حقوقی پیشنهادی از سوی اسلام برای كودكان این است كه جایگاه امر بسیار مهم تعلیم دانش‌ها و مهارت‌ها در زندگی اسلامی در مرتبه‌ی سوم یعنی بعد از مهرورزی و اعتمادورزی مطرح میشود.

4-    بخشش خطاها: با توجّه به ناكافی بودن دانش هر فرد انسان در هر مقطع و مرتبه‌ی علمی و با توجّه به گسترش مرزها و نو شدن لحظه به لحظه‌ی انواع صورت‌های دانش ، احتمال بسیار بالای وقوع خطا در عالم تجربیات تازه به تازه آدمی در عالم طبیعت وجود دارد كه در اكثر موارد از نبود دانش و تجربه‌ی لازم یا درك و شناخت ناصحیح شخص عامل از مسئله‌ی مربوطه سرچشمه می‌گیرد. بدیهی است كه كودك نیز در طول انجام دادن وظایف و حتی رفتارهای عادی خود مرتكب خطا شود. البته موضوع لزوم بخشش خطای خطاكار امری طبیعی و حق مسلم است.

5-    پوشانیدن خطای خطاكاران از چشم دیگران: اصل پنجم در مجموعه‌ی حقوقی كودكان در اسلام پوشانیدن خطاهای خطاكاران از چشم دیگران (اعم از كودكان هم سن و سال و بزرگ‌سالان مرتبط با او) است. آشكارسازی خطا بزرگ‌نمایی خطا و حتی یادآوری آن در اخلاق اسلامی امری ناپسندیده شمرده می‌شود و به شدت از انجام دادن آن نهی شده است.

6-    همه برای یكی یكی برای همه: شاید بتوان گفت دوستی همان رفاقت است. به شرط آن‌كه معنای درست و عمیق دوستی را بدانیم. رفیق بودن با كودك اصل ششم در رعایت حقوق الهی كودك است و حقی است واجب كه ادای تمام و كامل آن برعهد‌ه‌ی مربیان و آموزگاران كودك است.

7-    معاونت (یاری رسانیدن به كودك در تهیه ملزومات كارها و فعّالیّت‌هایش): این معنی كمی با مفهوم رفاقت تفاوت دارد. هر كاری برای رسیدن به موفّقیّت نیازمند فراهم بودن الزامات، فرصت، موقعیت و وسایلی است كه بدون فراهم بودن آن‌ها انجام دادن آن كار ممكن نیست «معونه» عنوان این شرط است.

8-    محو یا پنهان داشتن آثار ناقص بر جای مانده از خطاكاری‌های كودك: در این مرحله سخن از محو یا پنهان داشتن آثار بر جای مانده از خطای كودك از چشم دیگران و خود او است كه جهت حفظ روحیه و امیدواری كودك برای فراموش كردن شكست‌ها، امیدواری به آینده و انجام دادن كارهای درست بسیار مؤثّر است. «امام سجاد(علیه‌السّلام) ادای این مجموعه‌ی حقوق را به منظور فراهم كردن فضای لازم برای بازگشت كودك از خطاكاری ضروری می‌داند».

9-    مدارا نمودن (به معنی اداره كردن مجموعه فعّالیّت‌های كودك): ریشه‌ی این واژه از «دور» است و مدارا كردن با كودك همان مراقبت از راه دور اشراف داشتن بر همه‌ی كارهای او و برخورد غیرمستقیم به جای برخوردهای مستقیم و صدور فرمان‌های بعضاً تند و ناخوشایند است. مسلماً نفس انسانی با این نوع برخورد بهتر و راحت‌تر كنار می‌آید. البته كودك نباید حس كند كه كسی او را زیر نظر گرفته است.

10- ترك جدل با كودك: نتیجه‌ی ادای چنین حقی تحریك نكردن اعصاب و روان كودك، بازگردانیدن آرامش به او برای بازگشت از خطا و اقدام به كار صحیح است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : زیریک سقف 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic